علي بن حسين انصارى شيرازى

418

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

مسواك الراعى گويند زوفرا بود و گويند بتحقيق شيطرج بود و گفته شد مسمقوره و مسمقار و مسمقران اسمهاى بربرى بود دراوند و طويل را مسك الجن به زبان اندلس جعده كوچك را به اين اسم خوانند و شواصرا و نيز مسك الجن خوانند و گفته شد مسواك القرود اشنه بود و گفته شد مسطار شراب بدست افسرده و زود مست‌كننده بود مستعجل بوزيدان بود و گفته شد مستحقونيا مسحونيا و مسحوقونيا نيز گويند و آن زبد القوارير است بپارسى كف آبگينه گويند و ماء الزجاج گويند و آن آبى بود كه بر روى آبگينه مانند كف پيدا شود و بعضى گويند آب خمرهاى سبز بود هنگام ساختن بعضى گويند ريمه آبگينه بود بغايت حار و حاد بود سفيدى چشم را زايل كند و مجفف رطوبت بود و حكه و جرب را نافع بود و چون در حمام بر اعضا طلا كنند و بدل آن آبگينه سفيد بود و قليه گازران مقاطون عود هندى بود و گفته شد مسن سنگى است الوان كه كارد و شمشير و غير آن بدان تيز كنند و حكاكه آن چون بر پستان آبكار لطوخ كنند و خصيه كودكان رها نكند تا بزرگ شود و اگر بر داء الثعلب لطوخ كنند موى بروياند و اگر به سركه بياشامند ورم سپرز بگدازد و صرع را نافع بود اما مسن زيتى سبز چون شكسته كنند پس بريان كنند بر آتش و سحق كنند با سركه و نطرون حكه و قوبا و خنازير و سرطان و اكله را نافع بود و چون سحق كنند تنها و در چشم كشند سفيدى چشم زايل كند از بهر اينست كه شيافات كه جهت چشم سازند بر وى سايند و اگر وى را بسوزند و سحق كنند و بر سوختگى آتش پاشند سودمند بود مشمش بپارسى زردآلو گويند و قيصى خوانند و بيونانى ارمينافن و نيكوترين آن ارمنى بود و طبيعت آن سرد و تر بود در دويم و